top of page


BLOG
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلب شناسی ز که آموخته بود


تنهایی
اِلا وییلر ویلکاکس ترجمه جمشید شیرانی بخند، و جهان با تو میخندد؛ زاری کن، و تنها خواهی گریست؛ که این کهنه خاکِ غمزده باید شادی را به وام بگیرد، امّا رنجِ را به کفایت داراست. بخوان، و کوهها با تو خواهند خواند؛ آه بکش، و هوایاش در نخواهد یافت؛ پژواکها آوای شاد را سَر زنده باز میتابند، امّا از بازگفتنِ اندوه سَر باز میزنند. شاد اگر باشی، مردم به سوی تو میآیند؛ در اندوه، امّا، روی از تو میگردانند؛ آنها پیمانهی لبریزِ دلخوشیهای تو را میجویند، امّا از رنج تو بی نیازن
Jamshid Shirani
11 minutes ago


با سایه در سَفَر
جمشید شیرانی (۱) بیزارم از سفر نه ازآنرو که راه درازست و پُرنشیبوفراز یا آنکه همسفری نیست و توشهای و زادِراهی، بل آنکه هرچه به جا مانده به فرجام میرسد شتابنده در ناتمامی خویش. (۲) کولهباری نیست، بی خاکِ خسته سایه نیز میگریزد بیسایهبان تا دوباره دیر شود و باز جاده به جا بماند بی رهگذار. (۳) همیشه زودتر از من به مقصد میرسد این سایهی عبوس سبکبار و پنجره را باز میکند تا دوباره پنهان شود پُشتِ آفتاب یا پُشتِ نورِ چراغهای جاودانه تابان - سروهای هماره سبز
Jamshid Shirani
22 hours ago


تاریخ
راینر ماریا ریلکه ترجمه جمشید شیرانی تاریخ، فهرستِ کسانی است که پیشاپیشِ زمانِ خویش پدیدار شدهاند. بارها و بارها، در میانِ انبوهِ آدمیان، انسانی برمیخیزد که خاستگاهاش جایی دیگر است... آینده بیپروا از زبانِ او سخن میگوید؛ و زمانِ خود او نمیداند از چه رو - و در تردیدِ خویش، از بزرگداشتِ او ناتوان میماند. آنان قربانیِ تردیدِ عصرِ خویش میشوند. آنها همچو سرداری رانده شده میمیرند یا بسانِ روزِ بهاری زودرسی که زمینِ سترون پافشاری آن را در نمییابد. اما سدهها بعد، آنگاه ک
Jamshid Shirani
3 days ago
مقاله


زین قندِ پارسی
جمشید شیرانی گزارش شادمانی جهان در سال ۲۰۲۴ (بررسی سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳) منتشر شد و بار دیگر کشورهای شمال اروپایی بیشترین میزان شادمانی و...
Mar 28, 2024


چند نکته در باره ی "بامداد در آینه"
جمشید شیرانی "جدال با خاموشی" شعر بلندی از شاملو است که تاریخ انتشارِ بیستم تیرماه ۱٣۶٣ را بر خود دارد و در کتاب مدایح بی صله به چاپ...
Mar 16, 2024


نگاهی بر "ترانه ی اشک و آفتاب" از احمد شاملو
جمشید شیرانی ــ دریا دریا چهت اوفتاد که گریستی؟ - تاریکتَرَک یافتم از آفتاب خود را. ــ پیسوزِ اندیشه را چهت اوفتاد که برافراشتی؟ ــ...
Feb 13, 2024


جاده ی زرّینِ سمرقند
جمشید شیرانی چه زودشکن است حافظه - رخشه ی مِهرتافته بر تَلِ تاریک. (کِلِر هولتام) جیمز (هرمان) اِلروی فِلِکِر (١) تنها سی سال زیست....
Jul 8, 2023


افسانه بی نام
جمشید شیرانی در انتظارِ واژه، سَحَر می شود. لوحِ سپید، بر می آید شُسته، به شبنم و باران، آینه ای پرداخته... آه! تو باز نخواهی آمد،...
Jul 16, 2025


نمی پُرسم چرا
جمشید شیرانی نمی پُرسم چرا، چون زمانِ چون و چرا نیست رود می خروشد و در بِستَرَش مجالِ سِیر و تماشا نیست بگیر و رها کن بی آن که بنگری بی...
Apr 2, 2024
اشعار


سرودی برای پیکرهای اُفتان
کارولینا هاچندانی ترجمه جمشید شیرانی گذشته را برای دلگرمی فرا می خوانم. رویدادها از خود فراتر می روند. که روزی بی هیچ سود و زیانِ فردیِ...
Aug 3, 2025


دو ملیّتی (تابعیتی): یک داستان اخلاقی
زهرا شیراک ترجمه جمشید شیرانی جوراب ها سرخ با ستاره ی سپیدی در هلالِ ماه کفش ها سیاه سرخ طلایی برای بسیاری مثالِ پایی گرم است در سرمای...
Aug 3, 2025
ترجمه شعر
ترجمه مقاله


شعری دیگر
خوزه امیلیو پاچِکو در ادای احترام به اُکتاویو پاز ترجمه جمشید شیرانی نمی دانم، حالا که بار دیگر به نظر می رسد که شعله های آتش همه چیز را...
Mar 1, 2024


شعری دیگر
خوزه امیلیو پاچِکو در ادای احترام به اُکتاویو پاز ترجمه جمشید شیرانی نمی دانم، حالا که بار دیگر به نظر می رسد که شعله های آتش همه چیز را...
Feb 24, 2024


شعر پیشگویانه ی تراکل۱
کارولین فورش۲ ترجمه جمشید شیرانی گئورگ تراکل، که می توان او را نخستین شاعرِ اکسپرسیونیست آلمان دانست، سرودن شعر را در سال ۱٩۰۴ در سن هفده...
Dec 10, 2023


ترانه ی ناتمام
آوای تبعید - دوم فروردین هزار و چهاصد و دو جُون تِرنِر خارا (Joan Turner Jara) ترجمه جمشید شیرانی تقدیم به توماج صالحی ماهها و شاید...
Mar 19, 2023


شاعر و فرشته ی الهام بخش (۱)
نویسنده: آنگِلا فُن دِرلیپه ترجمه: جمشید شیرانی تقدیم: به نسرین ترانه ی عاشقانه چگونه بپایم جانم را، تا آنِ تو را بِنیازارد؟ چگونه از...
Jan 13, 2023


ترجمانِ جلال (٢۳): زندگی و رنج های جلال آریان
جهان گذران ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم موجِ ریگِ خشک را آبِ روان پنداشتیم شهپرِ پرواز ما خواهد کفِ افسوس شد کز غلط بینی قفس را...
Apr 21, 2023


ترجمانِ جلال (۱۰): زندگی و رنج های جلال آریان
معراجنامه ی جلال نامه مرا به غرقاب اندیشه فرو برد. زندگی جلال حسابی مرا نگران کرده بود. چه شلغم شوربای غریبی از یک معراج که عمده زمان آن...
Apr 16, 2023


ترجمانِ جلال (٥): زندگی و رنج های جلال آریان
لسان الغیب تقریباً یک سال از جلال خبری نداشتم تا آن که در آذرماه ١٣٣٦ نامه ی مفصلی از او دریافت کردم. در این مدت اتفاقات زیادی در زندگی...
Apr 16, 2023


ترجمانِ جلال (۲): زندگی و رنج های جلال آریان
یک اشاره: روی دوست ز روی دوست دلِ دشمنان چه دریابد؟ چراغِ مُرده کجا، شمعِ آفتاب کجا (حافظ) آن چه در ادامه می آید همه پیش از مرگ...
Apr 16, 2023


خیال ناب (بخش چهارم - مصاحبه و یادداشت ها)
متنِ گفتگوی رادیو برلن با گوتفرید بن - ١٩٣٠ آیا شاعران می توانند جهان را تغییر دهند؟ پرسش: شما درمقاله های بسیاری چنین نوشته اید: شاعر...
Jan 19, 2023
کتاب


تنهایی
اِلا وییلر ویلکاکس ترجمه جمشید شیرانی بخند، و جهان با تو میخندد؛ زاری کن، و تنها خواهی گریست؛ که این کهنه خاکِ غمزده باید شادی را به وام بگیرد، امّا رنجِ را به کفایت داراست. بخوان، و کوهها با تو خواهند خواند؛ آه بکش، و هوایاش در نخواهد یافت؛ پژواکها آوای شاد را سَر زنده باز میتابند، امّا از بازگفتنِ اندوه سَر باز میزنند. شاد اگر باشی، مردم به سوی تو میآیند؛ در اندوه، امّا، روی از تو میگردانند؛ آنها پیمانهی لبریزِ دلخوشیهای تو را میجویند، امّا از رنج تو بی نیازن
11 minutes ago


با سایه در سَفَر
جمشید شیرانی (۱) بیزارم از سفر نه ازآنرو که راه درازست و پُرنشیبوفراز یا آنکه همسفری نیست و توشهای و زادِراهی، بل آنکه هرچه به جا مانده به فرجام میرسد شتابنده در ناتمامی خویش. (۲) کولهباری نیست، بی خاکِ خسته سایه نیز میگریزد بیسایهبان تا دوباره دیر شود و باز جاده به جا بماند بی رهگذار. (۳) همیشه زودتر از من به مقصد میرسد این سایهی عبوس سبکبار و پنجره را باز میکند تا دوباره پنهان شود پُشتِ آفتاب یا پُشتِ نورِ چراغهای جاودانه تابان - سروهای هماره سبز
22 hours ago


تاریخ
راینر ماریا ریلکه ترجمه جمشید شیرانی تاریخ، فهرستِ کسانی است که پیشاپیشِ زمانِ خویش پدیدار شدهاند. بارها و بارها، در میانِ انبوهِ آدمیان، انسانی برمیخیزد که خاستگاهاش جایی دیگر است... آینده بیپروا از زبانِ او سخن میگوید؛ و زمانِ خود او نمیداند از چه رو - و در تردیدِ خویش، از بزرگداشتِ او ناتوان میماند. آنان قربانیِ تردیدِ عصرِ خویش میشوند. آنها همچو سرداری رانده شده میمیرند یا بسانِ روزِ بهاری زودرسی که زمینِ سترون پافشاری آن را در نمییابد. اما سدهها بعد، آنگاه ک
3 days ago


راهِ ورود
راینر ماریا ریلکه ترجمه جمشید شیرانی هر که هستی، شبی از شبها گام برون نِه از خانهای که نیک میشناسیاش فضایِ گسترده در این نزدیکی است؛ خانهات درست در جاییست که [این فضا] آغاز میشود، هر که هستی. چشمانت به دشواری از آستانهی نشیب دل میکند، امّا با چشمهایت نرمک نرمک درختی تیره را برمیکشی، تا برآید در برابرِ آسمان: تکیده، تنها. با همین است که جهان را آفریدهای. جهان بیکرانه است همچون واژهای که هنوز میبالد در سکوت. درهمان لحظه که ارادهات آن را به چنگ میآرد، چشمانت
3 days ago


فهرست تلفات
ماری کارولین دیویس ترجمه جمشید شیرانی هماره در دیدگانِ مادر انتظار بود، تشویش و بُهت و پندار، در روزهای بلند و پَسانیمروزهای بلندتر، کُندتر، و ساکن، که گویا هرگز خیالِ رفتن ندارند، و شب، که او می نشست و به گفت و گپِ خودمانیِ ما گوش می سپرد، در حالِ بافتن. و روزهای تیره و بارانی، و نامناسب برای بیرون رفتن از خانه، که میایستاد در کنار پنجره، و به بیرون خیره میشد و میلرزید، در حالی که قطره های لیزِ باران به هم میپیوستند تا رودی بسازند که توفان وار، از شیشه ی پنجره پایین بریز
Dec 11, 2025
bottom of page


















